نوع مقاله : مقاله پژوهشی
چکیده
از سال 2005، رژیم صهوینیستی با هدف کاهش هزینههای اشغال و مدیریت مؤثرتر تهدیدات امنیتی، استراتژیهای متعددی در قبال غزه اتخاذ کرده است. نخستین اقدام بزرگ، عقبنشینی یکجانبه از غزه بود که با هدف کاهش هزینههای نظامی و بهبود وجهه بینالمللی صورت گرفت، اما این اقدام به قدرتگیری حماس و تشدید درگیریها منجر شد. در ادامه، رژیم صهوینیستی با محاصره اقتصادی غزه به دنبال تضعیف حماس و کاهش حمایت مردمی از این گروه بود، اما محاصره نهتنها حماس را تضعیف نکرد، بلکه موجب افزایش همبستگی داخلی در غزه و تقویت حمایتهای منطقهای از این گروه شد. در سطح نظامی، رژیم صهوینیستی به عملیات مکرر و استفاده از فناوریهای پیشرفته دفاعی مانند «گنبد آهنین» متکی شد تا تهدیدات موشکی را مهار کند. اگرچه این رویکرد به طور موقت از حملات موشکی جلوگیری کرد، اما بازسازی سریع حماس پس از هر عملیات نظامی، نشان از ناکارآمدی این استراتژی در دستیابی به امنیت بلندمدت داشت. همچنین، تلاشهای رژیم صهوینیستی برای جداسازی سیاسی و دیپلماتیک میان حماس و فتح، با هدف جلوگیری از وحدت ملی فلسطینیها، به تضعیف دولت خودگردان و تشدید بحران مشروعیت در میان فلسطینیها انجامید. نتیجه این استراتژیها، قرار گرفتن رژیم صهوینیستی در «گرداب ژئوپلیتیکی» است؛ وضعیتی که در آن به دلیل تفسیر نادرست از مناسبات منطقهای و ناتوانی در بهرهبرداری از منابع قدرت جغرافیایی، این کشور در چرخهای از سیاستهای ناکارآمد و پرهزینه گرفتار شده است.
کلیدواژهها
موضوعات