مطالعه تطبیقی تأثیر ساختارهای فرصت سیاسی بر فرجام جنبش‌های اسلام‌گرا در انقلاب‌های ایران و مصر

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس

2 گروه جامعه شناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس/مدیر گروه

10.30479/psiw.2020.13496.2818

چکیده

هدف: جنبش اسلام‌گرای اخوان­المسلمین بعد از دهه‌ها فعالیت سیاسی و مدنی، موفق شده بود «وسیع‌ترین جنبش اسلامی قرن بیستم» را با چندصدهزار عضو در سراسر مصر ایجاد کند، بااین‌حال، و علی‌رغم موفقیت‌هایی چون پیروزی در انتخابات ریاست‌جمهوری 2012، در پایان برهه انقلابی 2013-2011 طی یک کودتا-انقلاب از چرخه قدرت سیاسی کنار گذاشته شد. در مقابل، جنبش اسلام‌گرای روحانیون مبارز توانستند بر جریان انقلاب 57-1356 در ایران مسلط شده و درنهایت قدرت سیاسی را در نظام سیاسی جدید به دست بگیرند. هدف این مقاله توضیح زمینه‌های تاریخی چنین فرجام‌های متمایزی برای جنبش‌های اسلام‌گرا در جریان انقلاب‌های ایران و مصر از یک نگاه ساختاری است.
روش:این مقاله در سنت مطالعات تطبیقی-تاریخی انقلاب‌ها قرار داشته و برای توضیح موفقیت و ناکامی جنبش‌های اسلام‌گرا در انقلاب، از مفهوم ساختارهای فرصت سیاسی بهره می‌گیرد.
یافته‌ها: تفاوت‌های اصلی در ساختار فرصت سیاسی برای جنبش‌های اسلام‌گرا در انقلاب‌های ایران و مصر از این قرار هستند: بالاتر بودن تقابل تاریخی بین روحانیون و کنشگران دینی-سیاسی غیرروحانی در مصر، امکان تجمیع منابع در یک جبهه واحد اسلامی را در مقایسه با ایران دشوارتر کرد؛ استقلال بیشتر نیروهای مسلح از شخص اول کشور در مصر، امکان حفظ آنها در برهه انقلاب به‌عنوان مانعی ساختاری در برابر موفقیت جنبش اسلام‌گرا را تقویت کرد؛ و درست برخلاف ایران، مصر در دهه‌های منتهی به انقلاب شاهد نوعی عقب‌نشینی از سکولاریسم دولتی بود که در کنار بهره‌مندی نهادهای دینی از بودجه‌های دولتی، منجر به تقویت رضایت و نفوذ اسلام محافظه‌کار شده و ازاین‌رو، امکان موفقیت جنبش اسلام‌گرا که بر پایه مبارزه سیاسی استوار بود را تضعیف کرد.
نتیجه‌گیری: گذشته از عوامل فرهنگی، شناختی و عاملیت بازیگران حاضر در صحنه انقلاب که در ادبیات تحقیقاتی موجود به آنها اشاره شده است، ساختار فرصت سیاسی برای موفقیت جنبش اسلام‌گرا در انقلاب ایران بسیار مساعدتر از انقلاب مصر بوده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The Impact of Political Opportunity Structures on the Fate of Islamist Movements in Revolution: A Comparative Analysis of Iran and Egypt

نویسندگان [English]

  • Kamran Geshnizjani 1
  • Ali Mohammad Hazeri 2
1 Sociology Department, Humanities Faculty, Tarbiat Modares University
2 Dean of Sociology Department, Humanities Faculty, Tarbiat Modares University
چکیده [English]

Objective. After decades of social and political activities, the Islamist Muslim Brotherhood succeeded in establishing “the largest Islamic movement of the twentieth century” with hundreds of thousands members throughout Egypt. However, in despite of political achievements such as winning the 2012 Presidential Election, they lost political power by a coup-revolution at the end of the 2011-2013 revolutionary period. In contrast, the Islamist movement of the combatant clergies succeeded in achieving dominance in the Iranian 1977-79 Revolution and seizing power in the post-revolutionary political system. The objective of this article is to explain, from a structural perspective, the historical contexts which make such distinct situations possible for the Islamist movements in Iran and Egypt.
Method. This article is in the tradition of comparative-historical studies of revolutions and uses the concept of “political opportunity structures” to explain the success and failure of the Islamist movements in these revolutions.
Results. The main differences regarding the political opportunity structure for the Islamist movements in the Iranian and Egyptian revolutions are: more intense conflicts between the clergy and the non-clergy Islamic-political activists in Egypt made the accumulation of resources in a united Islamic front more difficult; more armed forces autonomy from the head of the state in Egypt strengthened the possibility of their surviving as a structural barrier against the success of the Islamists in revolution; and in a stark contrast to Iran, Egypt observed a retreat from state secularism in the decades leading up to the revolution, which, along with the benefits of the Islamic institutions from government budgets, increased the political influence and satisfaction of the conservative Islam, and, consequently, weakened the possibility of the combatant Islamists to gain dominance during the revolution.
Conclusion. Aside from the cultural, cognitive and agency factors mentioned in the existing literature, the structure of political opportunity was more favorable to the success of the Islamist movement in the Iranian revolution than in the Egyptian one.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Islamist Movement
  • Revolution
  • Political Opportunity Structure
  • Combatant Clergies
  • Muslim Brotherhood
 
1.   ابراهیمی کیاپی، هادی. (1393). نسبت انقلاب اسلامی و بیداری اسلامی (تونس و مصر). رساله دکتری دانشگاه علامه طباطبایی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی.
2.   آبراهامیان، یرواند. (1384). ایران بین دو انقلاب: درآمدی بر جامعه‌شناسی سیاسی ایران معاصر. ترجمه احمد گل‌محمدی و محمدابراهیم فتاحی. تهران: نشر نی.
3.   جعفریان، رسول. (1390). جریان‌ها و سازمان‌های مذهبی-سیاسی ایران (از روی کار آمدن محمدرضا شاه تا پیروزی انقلاب اسلامی) سال‌های 1357-1320. تهران: نشر علم.
4.   جهانگیر، کیامرث؛ اسماعیلی، مرتضی (1392). تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر جنبش بیداری اسلامی شمال افریقا (2012-2010) مطالعه موردی کشورهای مصر، تونس و لیبی. فصلنامه سیاست، 43(1): 52-27.
5.   حاجی‌ناصری، سعید؛ توکیان، محسن (1397). از انقلاب تا اصقلاب (واکاوی شکست قیام مردم مصر در سال 2011). جامعه‌شناسی سیاسی جهان اسلام، 6(13): 196-171.
6.   حاضری، علی‌محمد (1377). فرایند بالندگی ایدئولوژی انقلاب اسلامی. پژوهشنامه متین، 1: 157-107.
7.   حبیب‌اللهی، کمال. (1984). پروژه تاریخ شفاهی ایران. دانشگاه هاروارد. قابل مشاهده در (تاریخ مشاهده 10 اردیبهشت 1399):
https://library.harvard.edu/collections/iranian-oral-history-project
8.   خرمشاد، محمدباقر (1392). انقلاب اسلامی، بیداری اسلامی و تمدن نوین اسلامی. راهبرد فرهنگ، 23: 153-127.
9.   دارا، جلیل؛ کرمی، مصطفی (1394). مقایسه انقلاب اسلامی ایران و انقلاب 2011 مصر در پرتو بررسی دو جریان روحانیت ایران و اخوان المسلمین مصر. پژوهش‌های راهبردی سیاست، 14: 69-41.
10.  درخشه، جلال؛ هراتی، محمدجواد (1392). مطالعه تطبیقی تأثیر نارضایتی انقلابی بر نظام‌سازی آینده انقلاب در ایران و مصر. دانش سیاسی، 9(1): 18-5.
11.  دومانلو، طیبه؛ مقدم‌شاد، محمودرضا؛ فیرحی، داود (1393). دمکراسی یا اقتدارگرایی؛ ناکامی سیاسی اخوان المسلمین. پژوهش‌های سیاسی جهان اسلام، 10: 53-28.
12.  دهقانی فیروزآبادی، سید جلال؛ آجرلو، حسین (1392). مقایسه تطبیقی رهبری در انقلاب اسلامی ایران و انقلاب مصر. رهیافت انقلاب اسلامی، 24: 22-3.
13.  سازمان مجاهدین خلق ایران. (1359). چگونه قرآن بیاموزیم. جلد 2.
14.  شجاعی‌زند، علیرضا. (1382). برهه انقلابی در ایران. تهران: مؤسسه چاپ و نشر عروج.
15.  طباطبایی، سید هادی. (1395). فقیهان و انقلاب ایران. تهران: انتشارات کویر.
16.  طوفانیان، حسن. (1985). پروژه تاریخ شفاهی ایران. دانشگاه هاروارد. قابل مشاهده در (تاریخ مشاهده 10 اردیبهشت 1399):
https://library.harvard.edu/collections/iranian-oral-history-project 
17.  فرامرزی، فاطمه. (1391). دین در ایران عصر پهلوی دوم (1357-1320). تهران: نشر علم.
18.  فیرحی، داوود؛ عسکری صدر، اکبر (1397). علل شکست اخوان المسلمین مصر پس از سرنگونی مبارک. علوم سیاسی، 21(82): 126-99.
19.  قره‌باغی، عباس. (1365). اعترافات ژنرال: خاطرات ارتشبد عباس قره‌باغی. تهران: نشر نی.
20.  کوپل، ژیل. (1366). پیامبر و فرعون: جنبش‌های نوین اسلامی در مصر. ترجمه حمید احمدی. تهران: انتشارات کیهان.
21.  لطفیان، سعیده. (1380). ارتش و انقلاب اسلامی ایران: بررسی ساختار ارتش ایران تأثیر روند انقلاب در گرایش ارتش به انقلاب اسلامی ایران. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
22.  لیا، برونیار. (1388). جمعیت اخوان المسلمین مصر. ترجمه عبدالله فرهی. تهران: پژوهشکده تاریخ اسلام.
23.  ملائکه، سید حسن؛ حسینی، سید محمدامین (1395). علل شکست اخوان‌المسلمین در برپایی حکومتی باثبات در مصر. فصلنامه تحقیقات سیاسی بین‌المللی، 26: 82-55.
24.  منصوری، جواد. (1378). تاریخ قیام 15 خرداد به روایت اسناد. تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
25.  نبوی، نگین. (1397). روشنفکران و دولت در ایران: سیاست، گفتار و تنگنای اصالت. ترجمه حسن فشارکی. تهران: انتشارات شیرازه کتاب ما.
26.  هراتی، محمدجواد؛ ظفری، محمود (1392). تفاوت نقش و جایگاه ارتش در انقلاب اسلامی ایران و تحولات 2011 مصر. پژوهشنامه انقلاب اسلامی، 8:  155-139.